مرغ
دیشب با آبتین و پدر جون رفتیم مغاره تا مرغ بخریم و وقتی آقای فروشنده داشت مرغها رو خورد می کرد آبتین با دقت تمام اونها رو نگاه می کرد و می پرسید : چرا مرغها رو تیکه تیکه می کنه؟
تا اینکه آقای فروشنده شروع به کندن پوست مرغها کرد. که یکهو آبتین با نارحتی گفت: عمو چرا داری لختشون می کنی؟؟؟؟
می خواین برین حموم؟؟؟؟؟؟؟
که آقای فروشنده از خنده روده بر شده بود.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مرغ
